مؤلف مجهول
355
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
دادند كه : اى سمعان ! بدانكه كار سعادتمندى را پس افكندى از براى او كار تو پنج روز پس افتاد . شيخ گفت : كريما ! تو دانايى . نمىدانم كه كار كدام سعادتمند را تأخير كرده باشم ؟ دويم بار « 1 » آواز آمد كه : اى سمعان ! بدانكه ترا مرتبهء ولايت از براى اين كرامت شد كه دور و نزديك پيش تو يكسان باشد . چون شد كه پنجروزه راه را نديدى ؟ كه بندهء خاصى « 2 » از خواص حق سبحانه و تعالى پنجروزه راه « 3 » دور بود و خبر يافت كه ولى از اولياى خداى « 4 » تعالى جلجلاله تشريف آورده است ، به شتاب به ملازمت تو تافت « 5 » و ترا حاضر نيافت و محروم از ارادت برگشت . اين پنج روز مكافات آن پنج روز است كه مىكشى . شيخ قدس سره العزيز گريان شد و عذر تقصير كرد ، بعد از آن قبول « 6 » كرد كه : كريما و رحيما ! اگر حيات وفا كند ، در زمان مراجعت اگر نصيب بود به سروقت او « 7 » برسم . روز ششم اشارت شد و بشارت برسيد « 8 » : اى سمعان ! ديگر هيچ مانع نيست . شيخ به سى تن درويش به طواف مشغول شد . شش شوط كرده بود كه آوازى به گوش او « 9 » آمد كه : اى سمعان ! نپرسيدى كه منزل آن دولتمند كجاست ؟ شيخ از طواف باز ايستاد و تحقيق اين سخن كرد ، آنگاه به شوط ديگر قدم ماند . بعد از فراغ طواف يكى از درويشان پرسيد كه : اى بزرگوار ! سبب توقف در شوط هفتم چه بود ؟ شيخ گفت : از براى اين مصلحت . القصه روز به آخر آمد و شب درآمد . حضرت شيخ تنها به طواف رفت ، ديد كه خانه خاليست . به طواف مشغول شد و طواف خاص به جاى آورد . و در آن طواف نتايج بسيار ديد . و در همان طواف آواز آمد كه : اى سمعان ! يكى از اسباب تأخير در طواف همين بود كه طواف خاص « 10 » كنى . بعد ازين ندا حواله يافت به طواف مدينهء حضرت رسول صلى الله عليه و سلم « 11 » . على الصباح سفر مدينه اختيار كرد . در رسيد به مدينه و به طواف روضهء مطهر « 12 » حضرت رسول الثقلين صلى الله عليه و سلم نيز « 13 » مشرف شد . يك سال در مدينهء آن حضرت بود ، بعده رخصت مراجعت در رسيد ، همان روز يكى از درويشان فوت كرد . حضرت شيخ آن روز توقف كرد و آن درويش را به منزل اصلى سپرد و فردايش روان شد . و مىآمد تا آنكه به حلب رسيد . نسيانى شد شيخ را از آن واقعه . نيمروزه راه گذشته بود كه خبرش دادند كه : اى سمعان ! خلاف وعده از درويشان در درگاه خداوندى چگونه بود ؟ عهد نكردى و نگفتى
--> ( 1 ) - ب : دوم باره ( 2 ) - ب : خاص ( 3 ) - الف ، ت : - راه ( 4 ) - ب : + سبحانه و ( 5 ) - ب : رفت ( 6 ) - ب : قول ( 7 ) - ب : - او ( 8 ) - ب ، ت : بشارت رسيد كه اى ( 9 ) - الف : - او ( 10 ) - ب : - خاص ( 11 ) - ب ، ت : + و على آله و اصحابه و سلم ( 12 ) - ب : - مطهر ( 13 ) - ب : - نيز